خدا دعای ما را می شنود

هدی و عزیزجون به شمال ایران سفر کردهن. هدی کنار دریا نشسته و ناگهان، یه کتری کوچولو شبیه چراغ جادو توی آب میبینه. هدی با خنده به عزیزجون میگه: «ای کاش! این کتری هم مثل چراغ جادوی توی قصهها میتونست آرزوی من رو برآورده کنه!»کودکان با شنیدن این داستان یاد میگیرن که خالق و پروردگار […]
