قرعه به کی می‌ افته؟

«هدی» و «عزیزجون» مشغول صحبت کردن با هم هستن. هدی برای عزیزجون تعریف می‌کنه که چند روزیه نظافتچی محترم مدرسه‌شون بیمار شدن و نمی‌تونن مدرسه رو تمیز کنن؛ به‌ همین دلیل، بچه‌های مدرسه تصمیم گرفته‌ن تا زمانی که ایشون حالشون خوب بشه… .این داستان با زبانی ساده و روان به کودکان یاد می‌ده در زمانی […]

جعبه مداد رنگی

«عزیزجون» مشغول شستن ظرف‌هاست و «هدی» دوست داره که بهشون کمک کنه تا این کار زودتر تموم بشه و با هم‌دیگه برن مغازه‌ی نوشت‌افزاری تا یه بسته مدادرنگی بخره، ولی عزیزجون می‌گن که… .این داستان با زبانی ساده و روان به کودکان یاد می‌ده که هیچ‌گاه برای رسیدن به خواسته‌هاشون بهانه‌تراشی نکنن، چنانچه خداوند در […]