به حرف دکتر گوش کن

«هدی» و «عزیزجون» با همدیگه رفته بودن پارک و هدی مشغول تاببازی بود که اومد پیش عزیزجون، و از اینکه دلش درد میکرد شکایت داشت. عزیزجون نمیدونست که علت دلدرد هدی چیه… .این داستان با زبانی ساده و روان به کودکان میآموزه که «عبرت گرفتن» یا «درس گرفتن» از اتفاقاتی که برای آدما میافته، باعث […]
نزدیک بود ماشین بهم بزنه

«هدی» و «عزیزجون» با همدیگه خرید رفته بودن که یه اتفاقی باعث ترسِ زیادی در وجود هدی شد. هدی چند بار دیگه هم بر اثر بیتوجهی، بدون احتیاط، از ماشین پیاده شده بود که این موضوع باعث ایجاد حادثهای شده بود.این داستان با زبانی ساده و روان کودکان رو با مفهوم «عبرت گرفتن» آشنا میکنه. […]
