آش مادربزرگ

«هدی» هر سال توی مراسم «نذری پزون» مامانبزرگش شرکت میکنه. آخه مامانبزرگ هدی «آش» میپزه و بچهها و بزرگترهاشون هم بهشون کمک میکنن. وظیفهی بچهها اینه که توی پخش کردن آش نذری همکاری کنن.کودکان با شنیدن این داستان با مفهوم «تکبر» آشنا میشوند. در این قسمت از برنامهی «یک آیه، یک قصه» عزیزجون به آیههای […]
ماشین شارژی گنده

«هدی» و «عزیزجون» با هم رفتن پارک و هدی داره بازی میکنه. عزیزجون از هدی میخواد که خیلی مراقب خودش باشه. هدی خیلی دوست داره که پدرش یه دونه از اون ماشین شارژیها رو براش بخره تا سوارش بشه، ولی اونا خیلی گرونان… .کودکان با شنیدن این داستان یاد میگیرن که به دارایی دیگران هیچ […]
