آدم فضایی

«هدی» و «عزیزجون» با هم به گردش رفته‌‌ن. هدی مشغول کشیدن نقاشیه. عزیزجون از هدی می‌خواد که زودتر نقاشیش رو تموم کنه و بره بازی کنه، ولی هدی یه‌‌کم فرصت می‌خواد تا بتونه «آدم‌فضایی» رو کامل کنه، اونم یه آدم‌فضایی با سه تا سر!کودکان با شنیدن این داستان یاد می‌گیرن که خداوند، خالقِ یکتا و […]

چشم پزشکی

«ریحانه» چندوقتی بود که فاصله‌ی دور رو خوب نمی‌دید. اون سر کلاس نمی‌تونست نوشته‌های تخته رو درست تشخیص بده. مامان ریحانه تصمیم گرفت که اون رو به چشم‌پزشکی ببره. یه روز که ریحانه از مدرسه برگشت، اونا با هم به مطب چشم‌پزشکی رفتن… .کودکان با شنیدن این داستان یاد می‌گیرن که خداوند، خالقِ یکتا و […]